سـارا اَنـار دارد!

کافیست انار دلت ترک بردارد...

۱۷. زِرِ مُفت زنندگانیم

میدونین...! من از اون ادماییم که از بچگی تو فکر رفتن بودم...
نه اینکه بخوام ادعا کنم که من اینجا دارم تلف میشما، نه اینکه بخوام بگم کسی اینجا قدر دانش فضایی (!) من رو نمیدونه ها، نه اینکه بخوام بگم اینجا لیاقت منو نداره ها، نه اینکه بخوام بگم سطح شعور و درک من خیلی بالاست و کسی اینجا نمیتونه منو بفهمه ها...
بخدا هیچ کدوم از این حرفا نیست...
ولی انگار موندن بیشتر و بیشتر منو اذیت میکنه... یجورایی انگار از همون اول که خواستم از ادما فرار کنم فکرم ناخودآگاه کشیده شده سمت رفتن...!
اما گاهی این میون تنها چیزی که تو فکرم، تو ذهنم، تو قلبم مانع همه اینا میشد و یه غلط نکن حسابی نثارم میکرد مادرم بود... من از هر چیزی بگذرم انگار این وسط یه چیزی بندم میکنه... یه عشقی یه حسی... شاید عشقی که من به مادرم داشتم رو به هیچ کس نداشتم... یه زمانی میگفتم خانوادم اما وقتی به مرور زمان دیدم تحمل یه روز دوریشونو ندارم به خودم گفتم: خودتو جمع کن! یعنی چی؟ مگه میشه اینطوری زندگی کردن؟
پس شروع به جمع آوری (!) خودم و بیرون کشیدنم از این باتلاق کردم... اینکه فقط دوسشون داشته باشم و خودمو به اونا و اونا رو به خودم غُل و زنجیر نکنم...
الان که به رفتن فکر میکنم هیچ مانعی برای خودم نساختم. من هنوز دوسشون دارم... عاشقانه... شاید بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنید ولی وقتی کسی اینجا آرامش نداره، خانواده، پول، ثروت، شادی یا حتی عشق به چه دردش میتونه بخوره؟ وقتی میدونی اونجا مهمتر از همه آرامش و بعد اون پیشرفت تو زمینه شغلیت داری، دیگه چه اهمیتی داره بوی غذای مامانو هر روز بشنوی یا فقط چند سال یبار؟ چه اهمیتی داره با همزبونا خودت بری کافه یا با چند تا ادم فرانسوی؟! چه اهمیتی داره تو خیابونای اونا قدم بزنی یا تو باغ خودتون؟
هزار تا از این حرفا از این مثالا هست.. دوست ندارم شلوغش کنم... دوست ندارم الکی فقط ادعا کنم...
اما... چه اهمیتی داره تو وطن خودت باشی ولی هموطن خودت حرفتو نفهمه... بهت خنجر بزنه... ادعای انسانیت کنه...
آره... منم فقط ادعا دارم...
از من بدتر وجود نداره...
اصلا به خانوادم همیشه میگم هنوز منو نشناختین... 


+ توجه کردین فقط از کلمه رفتن استفاده کردم؟ 

+ اون روزی که از دانشگاه رسیدم خونه و به روح مادربزرگم قسم دادم جلومو نگیرن واسه رفتن... که به استاد پیام دادم شما حق دارین! این ملت گاون...! که شروع کردم به جمع آوری اطلاعات در مورد مهاجرت... اون روز میگرنم چنان شدت گرفته بود که تموم عضله های صورتم درد میکرد... فَکَم داشت کنده میشد...

+ بلانسبت همتون... گاو خود منم اصلا... گُر نگیرین

۲
بی نام
۱۳ شهریور ۰۰:۰۵
عدم درک از انتظارات نشات میگیره دیگه. شما انتظار دارید هم جنسای خودتون و مردم وطنتون شما رو درک کنن اما نمیکنن.
منم نمیگم اینجا خوبه یا بد یا کشوری مثل فرانسه خوبه یا بد. فقط میگم زاویه دیدا فرق میکنه. همین.

پاسخ :

شاید 
بی نام
۱۲ شهریور ۰۳:۴۲
سلام. نمیخوام کلیشه‌ای حرف بزنم و بگم اینجا خوبه یا بد یا ما بدبختیم یا خوشبخت و یا هزار یک چیز دیگه اما بنظرم همه چیز به هدف خودِ ما و زاویه دید و انتظاراتمون بستگی داره و همین چیزاست که یه جا رو برامون مثل جهنم غیرقابل تحمل میکنه و یه جا رو قابل تحمل و زیبا. مثلاً درباره فرانسه من یه رمان میخوندم. توی رمان از مشکلات یه جوان فرانسوی نوشته بود و اوشون توی یه صفحه با یه سری دلایل اونجا رو غیرقابل تحمل میدونست. اما یکی هم مثل شما به دلایل دیگه‌ای اونجا رو ایده‌آل و خوب میدونه. یه چیز جالب دیگه‌ای که یکی از دوستان از آلمان تعریف میکرد این بود که توی دانشگاه بود و فهمیدن ایرانیه ازش چندتا سوال پرسیدن و ایشون به کنایه گفتن آره تو ایران توی مدارس تفکیک جنسیتیه و واکنش آلمانیها به این اتفاق مثبت بود.چرا؟ چون زاویه دیدها فرق میکنه. اونا مشکلات مدارس مختلط رو دیدن و فکر میکنن با تفکیک جنسیتی مشکلات حل میشه و ما مشکلات تفکیک جنسیتی رو دیدم و فکر میکنیم با مختلط کردن مارس مشکلات حل میشه.
درباره هدف و انتظارات هم که خودتون گفتید.
با آرزوی سربلندی و آرامش

پاسخ :

سلام
من نه میگم اینجا خوبه نه بد 
چیزی که بیشتر از همه عذابم میده عدم درکمونه... این واقعا عذابم میده (ارجاعتون میدم به دومین پی نوشت همین پست که مربوط به دانشگاه بود. لطفا با دقت بخونید. اون روز من چنان عذابی از دست هم جنسای خودم کشیده بودم که عضله های فکم واقعا میخواست کنده شه...!)
نظر و دیدگاه شما هم محترم 💐
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بیایین خودمون باشیم :)
بقیه به حد کافی خودشون هستن :)
احتیاجی به کپی ندارن :)

امری بود کامنت قسمت "سارا" بازه
در خدمتیم :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان